اولین دیدار مامان و بابا با نی نی

عشق من، معنای زندگیم امروز سه شنبه 4 تیر ساعت 5 و نیم عصر در ماهگرد مثبت شدن ب ب واسه اولین بار دیدمت
نمیدونی چقد استرس داشتم تا صدای قلبتو بشنومو خیالم راحت شه.
منو بابایی باهم رفتیم داخل اتاق آقای دکتر. به محض اینکه دستگاه رو گذاشت رو شکمم ساک حاملگی و تو جیگرنانازمو دیدم.دکترم گفت بعللله همه چی خوبه!
همون لحظه هم صدای قلبتو واسم پخش کرد.گرومپ گرومپ میزد.
الهی مامان فدای اون قلب نازت بشه
من بغض کرده بودم.شکمم زیر دست دکتربالا و پایین میرفت.دلم میخواست همونجا زار زار گریه کنم ولی روم نمیشد.همیشه میگفتم چه معنی داره میرن سونو گریه میکنن!باید منو میدیدی!!!مثه ابر بهار اشک ریختم امروز!
یه مونیتور به دیوار نصب کرده بودن که ماهم بتونیم ببینیمت. ساک حاملگی سیاه بود. تولوبیا کوچولوی سفید منم وسطش بودی. سرو پاهاتم نشونمون داد.یه نقطه سیاه رو سرت بود که دکترگفت این مغزته!!!قربونت برم که مغزت از تو سرت پیداست!!!!!

اولین عکستو ببین عزیزم.سمت چپ سرته سمت راست پاهات. قربونت برم کوچولوی من
کلی سوال داشتم از دکتر بپرسم اما قفل قفل بودم اون لحظه!فقط سلام کردم خوابیدم روتخت تشکر کردم بلند شدم!! ایشالا این دفعه هرچی سوال دارم میپرسم. ضربان قلبت چند تاس؟قد و وزنت چقده...
عزیزم دکتر گفت 8 هفته و 5روزمونه. دو روز بزرگتر از محاسبات منی خوشگلم. تاریخ زمینی شدنتم 9بهمن 92.بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهتم
وجودت تو وجودم یه معجزه است عزیزم. هر روز به خاطر بودن و سلامتیت خدارو شکرمیکنم. آخه چطور یه انسان کوچولو تو شکم مامانش رشد میکنه.چند سانت بیشتر نیس اما همه چی داره.سرو دست و پا و انگشت و پانکراس و...فتبارک الله احسن الخالقین
خدایا یه بار دیگه ازت ممنونم. به خاطر این همه خوشبختی ممنونم. کمکم کن مادر خوبی واسه هدیه آسمونیت باشم


اولین دیدار مامان و بابا با نی نی
